X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390
سرعت نسبی علت مرگ حتمی

عبور و مرور موتور سیکلت در اتوبان ها و بزرگ راه های خارج از شهر ممنون می باشد.

علتش را به راحتی می توان در اتوبان های داخلی به چشم و هزینه جانی تجربه کرد.


چگونه؟ به راحتی ....

همان طور که همه در فیزیک دبستان خواندیم حرکت و سرعت  وسایل تقلیه نسب به هم نسبی است، به این ترتیب هرچه سرعت عبور و مرور وسایل در اتوبان بیشتر باشد و فرد موتور سوار هم سرعت ش بالاتر، خطر جانی بیشتری تهدیدش می کند ...

در حالیکه

سرعت او نسبت به ماشین ها ممکن است صفر یا مقدار اندکی باشد، اما خدا نکند که ترمزی زده شود، وزن ماشین چند ده برابر موتور و قسمت متصل به زمین حداقل 8 برابر ...


خود حساب کنید که چرا اینقدر موتور خطرناک است، وقتی همه چیز نسبی است تا قبل از ترمزها و حرکت های ناگهانی.


جمعه 17 تیر‌ماه سال 1390
وصعیت های یک جوان آرزومند

سلام


مرگ حق است، مرگ رو دوست دارم و با عزت ترین مرگ، شهادت است، که آرزوی آن را دارم.

این روزها با آنکه یه جورهایی عادت ندارم و برایم عادی نیست، اما برای قوت قلب و پایبندی به عهدی که دوسال قبل با خودم بسیتم کمکم میکند،پلاک سفیدش بهم یاداوری میکنه شهدایی بودند که پلاک داشتند اما وقتی شهید شدند، هیچ موقه شناسایی نشدند و به خونه بر نگشتند، مرمی تیر یاداوری می کنه بهم که، این چیزی که همراه پلاک با منه، روزها از پلاک رد شده و به قلب جوان های هم سن و سال من برخورد کرده تا اسلام و این خاک پایدار بمونند...



وصیت می کنم اگر روزی لایق شهادت شدم، کسی برای من و خانواده من رنگ تیره نپوشد، همه لباس های جشن خودشون رو بپوشند و خوشحال باشند از اینکه با دوتا بال از این دنیا به اون دنیا رفتم، اگر هم به مرگ طبیعی بود انشاءالله در حال قدم برداشتن در راه اسلام و خدا بوده باشم و پیش خداوند منزلت شهیدان رو داشته باشم، پس مجدد در فوت من ناراحت نباشید و لباس های خوش رنگ بپوشید.


راستی راستی

من عاشق گل ها هستم، بخصوص گل محمدی که بهار و تابستان کودکی من غرق در بوی خوش این گل بود، در مراسم احتمالی که برای من گرفته می شود ( ذره ای زیاده روی نشود و آن هزینه ها به فقرا داده شود ) گل ها را نکشید، گلدون بیاورید برای من. هر گلی باشد قبول است، بخصوص گل محمدی، اینجوری موقه عبور عابران از اطراف خاک من، یادی از خالق این مخالوق زیبا می کنند و تبارک الله احسن الخالقین هم می گویند.


هرکسی هربرداشتی از این نوشته می خواهد بکند، برای من مهم این است که وقتی پیش خدا جواب اعمال میدم شرمگین خدا و بندگان خدا نباشم که سنگینی آن روز هم اکنون آزارم می دهد...



جمعه 17 تیر‌ماه سال 1390
یک سرویس آنلاینِ خوب و با کیفیت ایرانی برای چاپ عکس

سلام


ممکن است شما هم یک دوربین دیجیتال داشته باشید که عکس های بسیاری با آن گرفته اید، اما به علت تعداد بالای عکس ها و در نتیجه هزینه زیاد چاپ آنها، از چاپ شون منصرف شدید.


اما نگران نباشید، در دهکده جهانی (شبکه اینترنت)، در ایران خودمون، یک سرویس دهنده خوب اقدام به دریافت و چاپ عکس های شما می کند.


سایت عکس پرینت را به شما پیشنهاد می کنم به علت های زیر:


0- کیفیت بسیار خوب چاپ عکس ها.

1- راحت بودن عضویت و آپلود (بارگزاری) عکس ها در سایت.

2- سفارش آنلاین و پرداخت آنلاین هزینه

3- دریافت از طریق پست سفارشی

4- هرچقدر تعداد عکس ها بالاتر باشد تخفیف بیشتری می گیرید.

5- به مناسبت های مختلف عکس های خود را رایگاه چاپ کنید.

6- سیستم پاسخ گویی ایمیلی بسیار خوب و سریعی دارد.

7- وضعیت بسته ارسالی خود را آنلاین پیگیری کنید.

8- عکس ها و کارت پوستال های چاپ شده را مستقیم به دوستان خود ارسال کنید.


خلاصه اینکه من از کیفیت اولین سری 60 تایی عکسی که چاپ کردم راضی بودم.


راستی دوتا نکته جالب دیگر،

1- شما با دعوت دوستان خود به استفاده سایت 10 عکس هدیه هم برای چاپ می گیرید، از لینک زیر که به منزله "دعوت من از شما به سایت است، عضو سایت شوید. اینطوری در لیست دوستان من هم قرار می گیرید.

2- با عضویت در سایت چاپ 10 عکس بصورت رایگان هدیه بگیرید. و کیفیت عکس ها را بسنجید.


روی عکس کلیک کنید و فرم عضویت را پر کنید.


چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390
حکایت و موعضه شیخ به مریدان اندر باب گریه مرد!

شیخ روزی با مریدان از بازار میوه فروشان گذر کرد و جوانی دید که بر درختی تیکه کرده و همی چنان می گرید که نگو کی بگرید.
شیخ گریست و فرمود: مرد که گریه نمی کند جوان.
و مریدان بگریستند و نعره ها بزدند  و جامعه ها دریدند.
و اینگونه شد که مردها هم دلشان همیشه می خواهد گریه کنند اما به حکم شیخ نمی توانند!


پ ن: همش تقصیر این شیخه که این بغض ها همیشه نا تمام و تازه می مانند در این دالان عمیق و خشن مردانه ی ما! گلو را می گویم!


چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390
سر گردان های بی حیا

از منتها الیه سمت چپ یه خیابون باریکِ دوبانده منحرف به سمتِ راستِ خیابان

متوجه بوغغغ رانندگان نبودند

سروار بر موتور و عصبانی به دو سرنشین ماشین دقت کردم

چون آقتاب گردان هایی سرشان هماهنگ از جلو به سمتِ راست و عقب می چرخید!

چشم چرانی می کردند این هرزه های بیمار!


شرم آور بودن این زشت کار و بیماری آن یک نفر اگر بیشتر از این دونفر نباشد کمتر نیست! 


اگر حدیث" نگاه به نامحرم تیری از تیرهای شیطان است" در دنیای حقیقی عملی می شد، فکر کنم کسی از این بیمارها از جراجت های عمیق و زیاد زنده مانده بود!


شنبه 11 تیر‌ماه سال 1390
نامردِ نارفیق ... اره با شمام

نامرد اون کسی است که اسم ش دوسته، اما طوری نبوده یه بار رفیق ش یه بار که دلش گرفته و اینا ... بیاد باهاش دو کلوم درد دل کنه.


پ ن: الان چند تا از این نارفیق ها من دارم :(


شنبه 11 تیر‌ماه سال 1390
آتش گرفت

آن نوری که دیدی آتش فیتیله چراغ نبود

قلب من بود ...


   1      2      3      >>