X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1390
آسمان مال آن هاست. یک

از وقتی «مجتمع های آموزشی رزمندگان» راه افتاد، درس خواندن هم به جنگیدن اضافه شد. یعنی از چاله در آمدیم افتادیم توی چاه. یک روز زیر سایه درختی جمع مان کردند تا امتحان بگیرند. سعید نشسته بود و به سوال ها فکر می کرد. معلوم بود بلد نیست یعنی اصلا نخوانده بود.

خمپاره ای چند متری مان خورد زمین. ترکش کوچکی از خمپاره افتاد روی برگه سعید و گوشه آن را سوزاند. او هم بلند شد و ورقه را بالا گرفت و به مسئول امتحان گفت: «برگه من زخمی شده باید تا فردا بهش مرخصی بدی!» 

بعد هم رفت. همه زدند زیر خنده. حالا نخند کی بخند.


تحریری از آسمان مال آن هاست.                                                  مشترک فید آسمان شوید.