X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 13 آبان‌ماه سال 1389
خدمت برگی سبز از برگه های زندگی

سلام


این روزها روزهای ابتداعی خدمت هست و دیروز که اومدم دیدم عوض شده بودُ عوض که نهُ بعنی باز شده بود، محیط ژادگان اگر اهل باشی قشنگه، نظم داره، آموزش داره، احترام داره ( جدا از آنچه که نباید باشه و جاش نیست و هست ) همه یک دست هستند و کسی از قانون سرپیچی نمی کنه و هرکی میکنه سریعا تنبیه میشه و ...


برگی از برگ های زندگی که وقتی ازش وارد تهران میشی، میبینی چقدر از یه محیط پاک و مصاعد و خوب دور شدی، اون موقه است متوجه میشی زندگی کردن توی یه محیطی که بهت نشون بده فقط خدا هست و خدا چقدر ارزشمنده، متوجه میشی چقدر منظم و قانونمند بودن و آراستگی درست ظاهر قشنگ و چقدر زینت غیره دینی دادن زننده و آزار دهنده است و چقدر محیط رو خراب می کنه.


ای کاش روزی که امام زمان عج تشریف میارن بعنوان سرباز کوچک ایشون خدمت گذارشون باشیم و کوچه کوچه های شهر رو آراسته به ذکر خدا و زیبایی های خدابستند ببینیم و لذت ببریم و لذت ببریم.

انشاءالله حجت خداوند هرچه زودتر بیایند تا مدینه فاظله ای بسازند و ما ریزترین خدمتگذران دست به سینه ایشان باشیم.


چند چیز هست که خدمت رو برام دوست داشتنی میکنه، یکی اینکه اونجا فقط خدا هست وخدا، کسی رو جز اون نداری و چه لذت بخشه سخن دل گفتن با محبوبی که همیشه کنارته


چقدر آرامش بخشه که شمال پادگان رو که نگاه میکنی چشمت بیوفته به بارگاه و مرقد امام خیمینی و یاد لبخندهای زیبای  و صدای دلنشین امام خامنه ای بیوفتی و دلت یه لحظه پر بکشه برای دیدن روی گلشون و شنیدن صداشون، صدای فرماندهی که، سال هاست فرمانده قلب ت شده و الان با جون و دل فرمانده نظامی ت شده ....


چقدر لذت بخشه سلام آخر نماز به امام زمان خودت، به فرمانده خودت، به کسی که به برکت وجوش داری رزق و روزی خداوند رو می خوری و بزرگ ترین آرزوت خدمت زیر پرچم بر حق ش بعنوان کوچک ترین سربازه، چقدر آرامش بخشه که سختی ها رو به پای عشق امام عصر می نویسی و آرامش هدیه می گیری


چقدر ....