دوشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1388
آخرین ساندیس ...

سلام علیکم


امسال 22 بهمن تهران نبودم، خدا قسمت کرده بود و امام رضا طلبیده بود در راه مشهد بودیم، اما دلم و روحم همه ش توی راهپیمایی بود.

رسیدیم مشهد یه چیزی به ذهنم رسید که گفتم بنویسیم تا بعنوان سندی مکتوب بمونه، حداقل برای خودم!


اونجوری که من بخاطر دارم، آخرین ساندیسی که از نظام جمهوری اسلام ایران خوردم برای 22 بهمن سال پیش بود! اره، نه 9 دی بهم ساندیس دادند و نه 22 بهمن امسال.


اما اینطوری که در عمل مشخصه گویا چنان آن یک ساندیس اثر کرده که، همچنان اثرات آن در ذهن و روح من باقی مانده...


دشمنان جمهموری اسلامی ایران باید قرن ها وقت بگذارند و تحقیق کنند تا شاید، شاید بتوانند درک کنند که چطور نیت های انسان ها یک ساندیس را تبدیل به یک آب حیات می کند برای یک نظام ...

البته آنها به این زودی ها درک نخواهند کرد .... چون نمیخواهند بفهمن، اگر میخواستند تا الان تسیلم شده بودند و شاید اسلام آورده بودند! حتی!


خلاصه اینکه، تا آخرین قطره های ساندیسی که خورده ایم و قسمتی از وجودمان شده پای این نظام می ایستیم.


خلاصه آنکه، اگر روزی آخرین ساندیس های نظام توسط مردم خورده شوند، تا سال ها پاسداری نظام خود را خواهند کرد، حتی بدون ساندیس.


تا کور  شود چشم آنکه نخواهد دید


مرگ بر ضد ولایت فقیه

مرگ بر منافق

مرگ بر اسرائیل

مرگ بر آمریکا